دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

70

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

به شيراز برگشت . در ضمن زين العابدين از زندان فرار كرده و به اصفهان آمد و اهالى اصفهان استقبال گرمى از او به عمل آوردند . شاه يحيى پسر عم او ، درصدد برآمد تا با او و سلطان احمد حاكم كرمان ، عليه شاه منصور متحد گردد . مذاكرات در 23 صفر 793 ( شروع در 8 ژانويه 1391 م . ) در سيرجان « 1 » و در خانه حاكم محلى آنجا به نام ابو اسحاق - يكى از مظفريان - صورت گرفت . باوجود اين جبهه متحدى كه عليه شاه منصور شكل گرفته بود ، به زودى از هم پاشيد . هنگامى كه آنان با قشون شاه منصور در نزديكى فرگ در مرز كرمان برخورد كردند ، نيروهاى شاه يحيى در آن مكان نبودند و سلطان احمد به سمت نيريز برگشت و بدينسان با فرزندش غياث همراه گرديد . او سرانجام در فسا وارد نبرد شد ، ولى شكست خورده و به كرمان فرار كرد . زين العابدين نيز در جاى خود به اصفهان برگشت ؛ در حالى كه شاه منصور در پى او بود . او هنگامى كه درصدد فرار به سوى خراسان بود ، حاكم محلى رى موسى جوكار او را دستگير ساخته و به شاه منصور تحويل داد ؛ شاه منصور نيز او را كور كرده و در قلعه سفيد زندانى كرد . شاه منصور يك سال بعد يزد را به توبره كشيد و حومه آن را ويران ساخت . سپس در پشت دروازه‌هاى كرمان ظاهر شد و تلاش كرد تا سلطان احمد و شاه يحيى را كه در كرمان پناه گرفته بودند ، متقاعد سازد كه به او بپيوندد و عليه تيمور متحد گردند . زمانى كه تلاشهاى او با ناكامى مواجه شد به خوبى دريافت كه در موقعيتى نيست تا شهر را تسخير سازد ؛ به همين دليل به شيراز برگشت تا در آنجا به تقويت نيروهاى خود بپردازد . او در هر زمان كه زمينه فراهم بود ، حملات خود را به يزد و كرمان تجديد مىكرد ولى غير از غارت و تخريب چيزى نصيب او نمىشد . او در تصرف كرمان ناكام ماند و گفته شده كه دليل آن پناهنده شدن شمارى از فرماندهان وى به سلطان احمد بوده است . هنگامى كه تيمور در 14 ذو القعده 794 / 3 اكتبر 1392 ماوراء النهر را ترك گفت و يورش پنجساله خود را به ايران آغاز كرد ، وضع فارس ، عراق عجم و كرمان بدين منوال بود . او در اين هنگام با قدرتهايى درگير شد كه در نبود او ايران را مورد هجوم قرار داده بودند . تيمور حتى به نبرد با كسانى برخاست كه به كمك گردنكشان داخلى آمده و تقويتشان كرده بودند يعنى خانان آلتين اردو ، خانان مغولستان و حاكم خوارزم . از آنجا كه اين لشكركشيها ارتباط چندانى به تاريخ ايران ندارد ، لذا اشاره مختصر به آنها براى بحث ما كافى خواهد بود . در آن زمان قدرت نبوغ نظامى تيمور چنان در همه جا پخش و پراكنده شده بود كه فقط خبر رسيدن او كافى بود تا قشون مخالفان

--> ( 1 ) - در مورد جايگاه سيرجان كه آ . آ . ك . وزير كرمانى ( سالاريه ) ( تهران ، 1340 / 1961 ) آن را قلعه سنگ مىنامد ، نگاه كنيد به : اوبن ، « Deux Sayyids » ، ص 13 ، يادداشت او « مسأله سيرجان در قرن سيزدهم ميلادى » ، در stIr ، شماره 6 ( 1977 م . ) ، صص 90 - 285 .